محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
461
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
در خروج دم مزاحمت ندهد به خلاف فربهان كه شد رباط مظهر عروق آنها مىشود . بعض فصّادان براى اخفاى وجع تحذير مىكنند به آن كه رباط به قوت مىبندند و ساعتى همچنان مىدارند و اين امر اگر مفضى به اذيت كثير نباشد باك ندارد . و بعضى جهت تقليل وجع مبضع را به روغن چرب مىسازند و گفته شد كه اين عمل مخفف الوجع و مبطئ الالتحام است . و هر گاه رگهاى مفصوده ظاهر نشود و شعبههاى آنها پيدا گردند بايد كه دست بر آن بمالند بر سبيل مسح ، پس اگر دم عند مفارقت مسح زود در آن شعبه منصب شود و آن را منفخ گرداند نبايد كشود و الا فلا . و بعد فصد چون اراده غسل نمايند بايد كه جلد را بكشند تا ستر بَضع شود و بعد غسل بگذارند تا به حال اصلى رود و رفاده مهندم كروى الشكل نهاده به عصابه بربندند كذا قال الشيخ . و قرشى در اينجا نوشته كه رفاده كروى الشكل بر تقديرى است كه تثنيه فصد مطلوب باشد و الا مثلث شكل يا مربع شكل بهتر است . و وجه اين تفرقه و تأويل بنا بر آن است كه شيخ گفته است در اين محل : و هندمت الرفاده و خيرها الكروية و ظاهرا نسخهء قانون كه نزد قرشى بود در آن دهنت الرفادة مرقوم بود و از آنكه از سابق مكرر معلوم شده است كه تدهين بضع غير مجوز است مگر عند ارادهء تثنيه ، شارح جمله عبارت مذكور را مخصوص گردانيده به حالت تثنيه . و بهترين خرقهها جهت رفاده كتان است ، زيرا كه او بنا بر تجفيف خود اعانت مىدهد بر سرعت التحام و بنا بر تبريد خود يارى مىدهد به رفع مواد مورّمه . و هر گاه بر وجه بَضع شحم ميلان كند واجب است كه آن را به رفق كناره كنند تا مانع التحام نشود و قطع اين شحم جائز نيست ، چه در قطع آن خوف تفتيح بَضع است . و هر گاه شحم در بضع مائل آيد تثنيهء او به غير بضع مرجو نباشد . انتباه در بيان وقت حبس دم و قدر خروج آن بدانند كه احوال مردم در اخراج خون مختلف باشد ، بعضى تحمل آن دارند كه پنج شش رطل برآورده شود ، اگرچه در تب باشند و بعضى در صحت متحمل يك رطل نمىتواند شد ، پس عمده در اين باب مراعات عادت است در معتادين و در غير اينها رعايت احوال ثلاثه لازم و يكى از آن ، حال قوت و استرخاى خروج دم است تا كه دم به قوت آيد و اثرى از ضعف روى ننمايد و كثرت امتلا مجوز باشد در برآوردن باك نبود ، خاصه در شاب دموى مزاج . و مقدار معتدل در حق اينچنين كس دو رطل است در مجلس واحد و مع ذلك اگر حاجت باقى باشد روز ديگر مىتوان تثنيه نمود . اما اينكه به يك دفعه خون كثير گرفته شود مناسب نيست ، مگر آن كه طبيب حاذق كه واقف بر عادت مريض است مصلحت در آن بيند . اما در صورتى كه خون به سستى برآيد با وجود فصد معتدل و عدم مزاحمت شحمه بر بَضع و عدم زوال بَضع عرق از محاذى بضع جلد ، اگر به اين حالت رنگ خون سرخ باشد و ورم در بدن نبود و علامات امتلا نيز موجب بر اخراج نبود آن را فورا بربندند تا شر نيفزايد ، چه ، مضرترين چيزها خروج خون صالح است و اگر با وجود سستى خروج فاسد اللون باشد قدرى بگيرند كه مصلح كيفيت آن تواند شد ، چه ، هر گاه اقسام افساد دم به اعتبار كيفيت آن باشد